پسر کارگردان درنقش وهب نصرانی

حامد میرباقری پسر داود میرباقری کارگردان سریال مختار دراین سریال دونقش دارد یکی پسر مختار است که علاقه زیادی به ستاره شناسی دارد و دیگری وهب نصرانی (جوان تازه دامادمسیحی)که در قسمتهای قبل نحوه شهادتش را دیدیم.

حامد قبلا هم درسریال امام علی (ع) نقش کوتاهی داشت.همان کودکی که درکناردریا درآخرین سکانس این سریال بازی کرد.

دراینجا به نقل از سایت رسمی مختارنامه نکات و خاطراتی از چگونگی ایفای نقش وهب نصرانی توسط این بازیگر خدمتتان تقدیم می شود:

بازیگران سریال مختارنامه پس از آنکه برای ایفای نقشی «انتخاب» می​شدند و بعد از چَک و چانه​های مالی و عقد قرار داد با پروژه، وارد مرحله حساسی از کار می​شدند. همه آنها از پیر و جوان گرفته تا حرفه​ای و نیمه حرفه​ای تازه بعد از طی کردن این مراحل مقابل میرباقری می​نشستند تا او برایشان از آن نقش بگوید و از زاویه نگاهش، شخصیت​های تاریخی را یک به یک تحلیل کند.

او در این گفت و گوها، کلیدی به بازیگران می​داد که با آن به سادگی می​شد درب قلعه مبهم و ناشناخته نقش را باز کرد. بارها دیده بودم که کارگردان اطلاعاتی را به بازیگر می​دهد که پایه و اساس آن شخصیت را در ذهن بازیگر به هم می​ریزد و تصویر جدیدی از شخصیتی تاریخی در ذهن آنها ایجاد می​کند.

«حامد میرباقری» بازیگر نقش «وهب نصرانی» هم دقیقا همین مسیر را رفت. میرباقری این​بار هم به روال سابق با طرح چند سوال تلاش کرد تا ذهن بازیگر این نقش را درگیر نقش کند. او گفت: «وهب با دیدن امام متحول شده است. باید از خودت بپرسی او در امام حسین (ع) چه دیده که این​طور تغییر کرده و تصمیم گرفته این​طور با رشادت آن هم در فاصله کوتاهی بعد از ازدواج به صحنه کربلا برود و در راه امام شهید شود؟»

وهب در سوارکاری مهارت عجیبی داشت. به خاطر همین مهارت​ها بود که شمر از دیدن سوارکاری او عصبی شد و دستور داد او را بکشند. در دیالوگ​های وهب این جمله بود که می​گفت : «به خدا قسم عیسی مسیح در ملکوت مشتاق دیدار حسین (ع) است.»

در صحبت​های کارگردان اما یک جمله کلیدی برای بازیگر نقش وهب وجود داشت:«شخصیت​هایی که در دشت کربلا حضور دارند، بی دلیل وارد این مکان نشده​اند. آنها انتخاب شده​اند؛ به عبارتی گلچین شده​اند و بیش از آنکه به دنبال پیروزی باشند، شوق شهادت دارند. آنها به میدان نمی​روند تا دشمن را بکشند و پیروز باشند و باید در ایفای نقش به این مسئله توجه کرد».

با چنین تحلیلی حامد بازی در نقش وهب را آغاز کرد. او شرایط حسی خود را به شدت به نقش نزدیک تر کرده بود. گریم سنگینی که بر چهره​اش نشسته روزی حدود 4 ساعت زمان می​برد. اولین سکانس وهب را هم که مقابل دوربین بازی کرد، آخرین سکانس این نقش بود. جایی که بعد از شهادت وهب، او را به صلیب کشیده و نزد شمر می​آوردند. برای فیلم برداری این صحنه حامد ابتدا گریم شد، بعد لباس پوشید و سپس با طناب دست و پایش محکم به صلیب بسته شد. بعد از آن تازه کار گروه جلوه های ویژه آغاز شد که تیرها را داخل بدن او قرار دهند و زخم های وهب را بر چهره او ایجاد کنند. بعد از پایان فیلم برداری این سکانس وقتی حامد می​خواست از صلیب جدا شود، به دلیل چند ساعت ثابت ماندن بر روی صلیب دست و پایش بی حس شده بود و با کمک عواملی که سر صحنه بودند توانست حرکت کند و با ماساژهای آنها دوباره خون در رگ​هایش به گردش درآمد. اینجا بود که یکی از بازیگران حاضر در سر صحنه با خنده گفت: «میرباقری عجب کارگردانیه! به پسر خودش هم رحم نمی​کنه»!

در روزهای بعد که بازی او به بخش​های حساس رسید، صحنه​ای بود که در آن وهب باید بعد از آنکه تیر به بدنش اصابت می​کرد، به سمت خیمه امام حسین (ع) می​چرخید و در آخرین لحظه​های زندگی​اش به آن سو نگاه می کرد. حامد هنگام اجرای این حرکت، حس غریبی داشت. انگار آن فضای بیابانی حوالی طرود در شاهرود، خودِ خودِ کربلا بود و حالا او باید پیش از شهادت، آخرین نگاه را به خیمه امام می​کرد.در این صحنه ها چشم هایش اشک آلود شده بود. چنین اتفاقی پیش از این نیز بارها برای دیگر بازیگران مختارنامه افتاده بود.
       

             حامد میرباقری در نقش ثابت پسرمختار

حامد در نقش وهب نصرانی

/ 1 نظر / 13 بازدید
اسماعیل غلامی حاجی آبادی

راستی گوینده نقش "زهیر بن قین بجلی " هم که می دونی کی بود؟؟؟ استاد عزیز : منوچهر اسماعیلی ، گوهر یکدانه هنر دوبله ایران