اولین محرم بدون او

سالهاست که توفیق داریم میزبان عزاداران اباعبداله در شب اول ماه محرم باشیم.معمولا هر سال یافتن روحانی برای روضه های قریه جیبر برعهده پدرم بوده است.

یک سال بدلایلی تا شب اول محرم روحانی برای روضه پیدا نشده بود.با کلی پیگیری آخر سر فردی که لباس روحانیت نداشت روضه منزل ما را خواند.بعدا شنیدیم وی از سوی حوزه خلع لباس شده بود.این قضیه خیلی پدرم را نارحت کرده بود .انگار احساس می کرد مجلسی در شأن اهل بیت نتوانسته برگزار کند.

فردا ،مادر شهید عبدالرضا نام آور که عمه ما می باشند به خانه ما آمد.(روضه خانواده نام آور نیز مثل ما شب اول محرم است و عمه اصلا از قضیه دیشب خبر نداشت).

ایشان گفت:دیشب خواب دیدم حاج محمد(پدر من وبرادرایشان) ناراحت است و مردی خطاب به او گفت :حاجی ناراحت نباش روضه امشب را من خودم خوانده ام.من "توکلی" هستم.عمه ادامه داد از خواب که بیدارشدم از بچه ها پرسیدم توکلی کیه؟

گفتند :ایشان روحانی شهیدی است که سالها پیش برای قریه جیبر روضه خوانی می کرد.و در دفاع مقدس به شهادت رسید.

از این رویای صادقه عمه ام خیلی شوکه شدم.شهید علیرضاتوکلی را به یاد می آورم .خوش اخلاقی های آن روحانی مشهدی را هرگز فراموش نخواهم کرد.حالا این روحانی شهید به خواب یک مادر شهید می آید تا به خادمین اباعبداله نشان دهد این مجالس به ظاهر ساده از چشم اهل بیت و شهدا دور نمی ماند.

بعد از آن ماجرا روضه ها برایم ارزش صد چندان پیدا کرده است.و یقین پیدار کردم که اگر مجلسی خالصانه برگزار شود مورد عنایت خداوند و اهل بیت قرار می گیردو شهدا که زنده جاویدند از این مجالس دور نیستند.

حالا اولین سالی است که عمه ام در شب اول محرم در میان ما نیست و به دیدار فرزند شهیدش رفته است.ولی اگر چشم بصیرت داشته باشیم شاید بتوانیم او را ببینیم که دور دیگ های نذری می گردد وصلوات می فرستد.

/ 1 نظر / 8 بازدید
یک روح اله زارعی دیگه

بسیارمطلب زیبایی نوشته بودین آری شهیدان همیشه ایام زنده اند وناظربراعمال مایند برایتان ازخداوند متعال سلامتی وتندرستی را آرزومندم[لبخند]