اندر حکایت چاپارخانه ولایت ما

چند ماه پیش در نمایشگاه مطبوعات، مشترک یکی از مجلات کشور شدم.مبلغ اضافه ای هم بابت پست سفارشی پرداخت کردم که مثلا مجله در خونه تحویلم بشه.

این پست به اصطلاح سفارشی به گونه ای بود که بعد از چند روز که مجله مورد نظر را روی دکه های روزنامه فروشی می دیدم،تازه وقت و بی وقت یک بار صبح ،یک بار عصر و حتی شب توسط یک نوجوان آیفون خانه ما به صدا در می آمد و می گفت مجله را انداختم داخل خانه!!!

تازه بعضی شماره ها اصلا دستم نمی رسید وقتی هم به اداره پست مراجعه می کردم فقط این جمله را بلد بودند(( بارکد محموله ات را بده تا ببینیم کجاست؟)). گاهی وقت ها مجله آن قدر دیر می رسید که من با توجه به علاقه ای که بهش دارم مجله را می خریدم بعد می دیدم مجله را انداخته اند توی خانه و رفته اند.

از اسفند ماه به این طرف هم هیچ مجله ای دستم نرسید.بارها به دفتر مجله در تهران زنگ زدم آنها هم جواب درست و حسابی بهم ندادند.

چند شب پیش دیدم دوشماره مجله با هم توی پارکینگ خانه افتاده اند وخیس هم شده بودند.وقتی به تاریخ ارسال توسط پست تهران نگاه کردم دیدم مربوط به یک ماه پیش هستند.دیگه واقعا عصبانی شدم.مجله ها را به اداره پست بردم وقتی بارکدمجله ها را درسیستم زدند گفتند اینها را یک ماه پیش دست پستچی مربوطه داده ایم آن آقا هم دیگر با اداره همکاری نمی کند و از اینجا رفته!!!!

پیش رئیس پست رفتم وقضیه را گفتم او هم جز حرفی که نثار طرف کرد کاری نمی توانست انجام دهد.البته باز جای شکرش باقی است که عذر خواهی کرد.ولی جواب پولی که من بابت پست سفارشی داده ام را چه کسی می دهد؟

نکته اخلاقی:

هرگز از طریق پست دزفول مشترک مجله ای نشوید چون اگر آن را ازدکه بخرید سریعتر ،ارزانتر و راحت تر پایتان در می آید.

/ 2 نظر / 7 بازدید
یک برادر زاده

گفتم اینجا خالیه خودم بیام نظر بدم که هم اولین کسی باشم که اینجا نظر داده هم خالی نباشه مردم بیان ببینن چه خبره.بازم مثل همیشه میگم خوب وجالب بود مطلب جدید یادتون نره چشمتون بی بلا[گل][هورا][قلب]

یک برادر زاده

چه میشه کرد باید پرش کنیم دیگه[قهقهه]شاید توی وبلاگ اسمی از ما به جا بمونه[لبخند]